Coffee-net.ir

لینک های جالب و خواندنی از سراسر وب  [آرشیو]

1399 Calendar Wallpaper

اشعار زیبای شهریار

اشعار زیبای شهریار

اشعار زیبای شهریار

سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، شاعر پارسی‌گوی آذری‌زبان، در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در روستای خشکناب در بخش قره‌چمن آذربایجان متولد شد.

 

سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، شاعر پارسی‌گوی آذری‌زبان، در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در روستای خشکناب در بخش قره‌چمن آذربایجان متولد شد. او تحصیلات خود را در مدرسهٔ متحده و فیوضات و متوسطهٔ تبریز و دارالفنون تهران گذراند و وارد دانشکدهٔ طب شد. سرگذشت عشق آتشین و ناکام او که به ترک تحصیل وی از رشتهٔ پزشکی در سال آخر منجر شد، مسیر زندگی او را عوض کرد و تحولات درونی او را به اوج معنوی ویژه‌ای کشانید و به اشعارش شور و حالی دیگر بخشید. وی سرانجام پس از هشتاد و سه سال زندگی شاعرانهٔ پربار در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷ هجری شمسی درگذشت و بنا به وصیت خود در مقبرة الشعرای تبریز به خاک سپرده شد.


صدای سوز دل شهریار و ساز حبیب

چه دولتی است به زندانیان خاک نصیب

اشعار زیبای شهریار

به هم رسیده در این خاکدان ترانه و شعر

چو در ولایت غربت دو همزبان غریب

اشعار زیبای شهریار

روان دهد به سر انگشت دلنواز به ساز

که نبض مرده جهد چون مسیح بود طبیب

اشعار زیبای شهریار

صفای باغچه قلهک است و از توچال

نسیم همره بوی قرنفل آید و طیب

اشعار زیبای شهریار

به گرد آیه توحید گل صحیفه باغ

ز سبزه چون خط زنگار شاهدان تذهیب

اشعار زیبای شهریار

دو شاهدند بهشتی بسوی ما نگران

به لعل و گونه گلگون بهشت لاله و سیب

اشعار زیبای شهریار

چو دو فرشته الهام شعر و موسیقی

روان ما شود از هر نگاهشان تهذیب

اشعار زیبای شهریار

مگر فروشده از بارگاه یزدانند

که بزم ما مرسادش ز اهرمن آسیب

اشعار زیبای شهریار

صفای مجلس انس است شهریارا باش

که تا حبیب به ما ننگرد به چشم رقیب

اشعار زیبای شهریار
شعر شهریار, زندگینامه شهریار

اشعار شهریار

اشعار زیبای شهریار

به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن یارا

که این دو فتنه بهم می زنند دنیا را

اشعار زیبای شهریار

چه شعبده است که در چشمکان آبی تو

نهفته اند شب ماهتاب دریا را

اشعار زیبای شهریار

تو خود به جامه خوابی و ساقیان صبوح

به یاد چشم تو گیرند جام صهبا را

اشعار زیبای شهریار

کمند زلف به دوش افکن و به صحرا زن

که چشم مانده به ره آهوان صحرا را

اشعار زیبای شهریار

به شهر ما چه غزالان که باده پیمایند

چه جای عشوه غزالان بادپیما را

اشعار زیبای شهریار

فریب عشق به دعوی اشگ و آه مخور

که درد و داغ بود عاشقان شیدا را

اشعار زیبای شهریار

هنوز زین همه نقاش ماه و اختر نیست

شبیه سازتر از اشگ من ثریا را

اشعار زیبای شهریار

اشاره غزل خواجه با غزاله تست

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

اشعار زیبای شهریار

به یار ما نتوان یافت شهریارا عیب

جز این قدر که فراموش می کند ما را

اشعار زیبای شهریار
مجموعه اشعار شهریار, غزلیات عاشقانه شهریار

شعرهای شهریار

اشعار زیبای شهریار

منم که شعر و تغزل پناهگاه من است

چنانکه قول و غزل نیز در پناه من است

اشعار زیبای شهریار

صفای گلشن دلها به ابر و باران نیست

که این وظیفه محول به اشک و آه من است

اشعار زیبای شهریار

صلای صبح تو دادم به نالهٔ شبگیر

چه روزها که سپید از شب سیاه من است

اشعار زیبای شهریار

به عالمی که در او دشمنی به جان بخرند

عجب مدار اگر عاشقی گناه من است

اشعار زیبای شهریار

اگر نمانده کس از دوستان من بر جا

وفای عهد مرا دشمنان گواه من است

اشعار زیبای شهریار

هر آن گیاه که بر خاک ما دمیده ببوی

اگر که بوی وفا می دهد گیاه من است

اشعار زیبای شهریار

کنون که رو به غروب آفتاب مهر و وفاست

هر آنکه شمع دلی برفروخت ماه من است

اشعار زیبای شهریار

تو هر که را که چپ و راست تاخت فرزین گوی

پیاده گر به خط مستقیم شاه من است

اشعار زیبای شهریار

نگاه من نتواند جمال جانان جست

جمال اوست که جوینده نگاه من است

اشعار زیبای شهریار

من از تو هیچ نخواهم جز آنچه بپسندی

که دلپسند تو ای دوست دل بخواه من است

اشعار زیبای شهریار

چه جای ناله گر آغوشم از سه تار تهی است

که نغمه قلمم شور و چارگاه من است

اشعار زیبای شهریار

خطوط دفتر من سیم ساز را ماند

قلم معاینه مضراب سر به راه من است

اشعار زیبای شهریار

کلاه فقر بسی هست در جهان لیکن

نگین تاج شهان در پر کلاه من است

اشعار زیبای شهریار

شکستن صف من کار بی صفایان نیست

که “شهریارم” و صاحبدلان سپاه من است

اشعار زیبای شهریار
زندگی نامه شهریار, زندگینامه شهریار

غزلیات عاشقانه شهریار

اشعار زیبای شهریار

شنیده ام که به شاهان عشق بخشی تاج

به تاج عشق تو من مستحقم و محتاج

اشعار زیبای شهریار

تو تاج بخشی و من شهریار ملک سخن

به دولت سرت از آفتاب دارم تاج

اشعار زیبای شهریار

کمان آرشه زه کن که تیر لشگر غم

بر آن سر است که از قلب ما کند آماج

اشعار زیبای شهریار

اگر که سالک عشقی به پیر دیر گرای

که گفته اند قمار نخست با لیلاج

اشعار زیبای شهریار

به پای ساز تو از ذوق عرش کردم سیر

که روز وصل تو کم نیست از شب معراج

اشعار زیبای شهریار

زبان شعر نیالوده ام به مدح کسی

ولیک ساز تو از طبع من ستاند باج

اشعار زیبای شهریار

به تکیه گاه تو ای تاجدار حسن و هنر

سزد ز سینه سیمین سریر مرمر و عاج

اشعار زیبای شهریار

به قول خواجه گر از جام می کناره کنم

به دور لاله دماغ مرا کنید علاج

اشعار زیبای شهریار

به روزگار تو یابد کمال موسیقی

چنانکه شعر به دوران شهریار رواج


لطفا رای دهید !
(1 رای 5 از 5)

telegram share

نام شما:
رایـانـامه:
متـن نظر:
کد امنیتی:
عکس خوانده نمی شود