لینک های جالب و خواندنی از سراسر وب  [مشاهده تمام لینک ها]

Pot Player Download
Schwan Talghi Umbrella


چند ضرب المثل زيبا!

1- ضرب المثل جامايکايي
no call alligator long mouth till you pass him
قبل از آن که از رودخانه عبور کني، به تمساح نگو "دهن گنده".
[تفسير: تا وقتي به کسي نياز داري، او را تحمل کن و با او مدارا کن.]


2 - ضرب‌المثل هاييتيايي
if you want your eggs hatched , sit them yourself
اگر مي‌خواهي که جوجه‌هايت سر از تخم بيرون آورن ، خودت روي تخم‌مرغ ها بخواب.
[تفسير: اگر به دنبال آن هستي که کارت را به بهترين شکل انجام دهي، آن را به شخص ديگري غير ازخودت مسپار.]


3- ضرب‌المثل لاتين
a silly rabbit have three opening to its den
يک خرگوش احمق، براي لانه‌ي خود سه ورودي تعبيه مي‌کند.
[تفسير: اگر خواهان امنيت هستي، عقل حکم مي‌کند که راه دخالت ديگران را در امور خودت بر آن‌ها ببندي]


4 - ضرب‌المثلي از شمال آفريقا
Every beetle is a gazelle in the eyes of its mother
هر سوسکي از ديد مادرش به زيبايي غزال است.
معادل فارسي: اگر در ديده‌ي مجنون نشيني، به غير از خوبي ليلي نبيني.

 
5- ضرب المثل روسي
An empty barrel makes greatest sound
بشکه‌ي خالي بلندترين صدا را ايجاد مي‌کند.
[تفسير: هياهو و ادعاي بسيار نشان از ميان تهي بودن دارد.]

 


6 - ضرب‌المثل اسپانيايي
after all , to make a beautiful omelet you have to break an egg
براي پختن يک املت خوشمزه، حداقل بايد يک تخم‌مرغ شکست.
[تفسير: بدون صرف هزينه، به نتيجه‌ي مطلوب دست نخواهي يافت]
معادل فارسي: بي‌مايه فطير است.


7 - ضرب‌المثل روسي
all are not good cooks who carry long knives
هر که چاقوي بزرگي در دست دارد، لزومآ آشپز ماهري نيست.
[تفسير: دسترسي به امکانات مطلوب ضامن موفقيت نيست]
معادل فارسي: به عمل کار برآيد.



زن در ضرب‌المثلهاي ملل

زنان سوژه ضرب‌المثل‌هاي متعددي هستند و اين مطلب تنها مربوط به ايران نيست. نگاهي داريم به چند ضرب المثل درباره زنان از کشور‌هاي مختلف جهان:

انگليسي:
زن شري است مورد نياز.
زن فقط يک چيز را پنهان نگاه مي‌دارد آنهم چيزي است که نمي‌داند.


هلندي:
وقتي زن خوب در خانه باشد، خوشي از در و ديوار مي ريزد.


استوني:
از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.


فرانسوي:
آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.
انتخاب زن و هندوانه مشکل است.
بدون زن، مرد موجودي خشن و نخراشيده بود.


آلماني:
کاري را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام مي‌دهد.
وقتي زني مي‌ميرد يک فقته از دنيا کم مي‌شود.
کسي که زن ثروتمند بگيرد آزادي خود را فروخته است.
آنکه را خدا زن داد، صبر هم داده.
گريه زن، دزدانه خنديدن است.

 


يوناني:
شرهاي سه‌گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.
براي مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد.


گرجي‌ها:
اسلحه زن اشک اوست.



ايتاليايي:
اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست.
زناشويي را ستايش کن اما زن نگير.
زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن.



درقديم چه کساني آتش بيار معرکه بودند؟!

آتش بيار معرکه
لغت مرکب آتش بيار در اصطلاح عامه کنايه از کسي است که در ماهيت دعوي و اختلاف وارد نباشد بلکه کارش صرفاً سعايت و نمامي ‌و تشديد اختلاف بوده و فطرتش چنين اقتضا کند که به قول امير قلي اميني: «ميان دو دوست يا دو خصم سخن چيني و فتنه انگيزي کند».

اين ضرب‌المثل به ظاهر ساده مي‌آيد و شايد بعضي‌ها گمان برند که مقصود از کلمه «آتش» همان آتش اختلاف است که از باب ايجاز و تصغير آمده است در حاليکه چنين نيست و ذيلا ريشه تارخي آن را نقل مي‌کند:

همان طوري که امروز دستگاه جاز عامل اساسي ارکستر موسيقي بشمار مي‌آيد، در قرون گذشته که موسيقي گسترش چنداني نداشت، ضرب و دف، ابزار کار اوليه عمله طرب محسوب مي‌شد. هر جا که مي‌رفتند آن ابزار را زير بغل مي‌گرفتند و بدون زحمت همراه مي‌بردند. عاملان طرب در قديم مرکب بودند از: کمانچه کش، ني زن، ضرب گير، دف زن، خواننده، رقاصه و يک نفر ديگر بنام «آتش بيار يا دايره نم کن» که چون از کار مطربي سررشته نداشته وظيفه ديگري به عهده وي محول بوده است. همه کس مي‌داند که ضرب و دف از پوست و چوب تشکيل شده است. پوست ضرب و دف در بهار و تابستان خشک و منقبض مي‌شود و احتياج دارد که هر چند ساعت آنرا با "پف نم" مرطوب و تازه کنند تا صدايش در موقع زدن به علت خشکي و انقباض تغيير نکند. اين وظيفه را دايره نم کن که ظرف آبي در جلويش بود و هميشه ضرب و دف را نم مي‌داد و تازه نگاه مي‌داشت، بر عهده داشت. اما در فصول پائيز و زمستان که موسم باران و رطوبت است، پوست ضرب و دف بيش از حد معمول نم بر مي‌داشت و حالت انبساط پيدا مي‌کرد. در اين موقع لازم مي‌آمد که پوستها را حرارت بدهند تا رطوبت اضافي تبخير شود و به صورت اوليه درآيد.

شغل دايره نم کن در اين دو فصل عوض مي‌شد و به آتش بيار موسوم مي‌گرديد. زيرا وظيفه اش اين بود که به جاي ظرف آب که در بهار و تابستان به آن احتياج بود، منقل آتش در مقابلش بگذارد و ضرب و دف مرطوب را با حرارت آتش خشک کند. با اين توصيف به طوري که ملاحظه مي‌شود، آتش بيار يا دايره نم کن، که اتفاقا هر دو عبارت به صورت امثله سائره درآمده است؛ کار مثبتي در اعمال طرب و موسيقي نداشت. نه مي‌دانست و نه مي‌توانست ساز و ضرب و دف بزند و نه به آواز و خوانندگي آشنايي داشت. مع ذالک وجودش به قدري مؤثر بود که اگر دست از کار مي‌کشيد، دستگاه طرب مي‌خوابيد و عيش و انبساط خاطر مردم منغض مي‌شد.

افراد ساعي و سخن چين عيناً شبيه شغل و کار همين آتش بيارها و دايره نم کن‌ها را دارند؛ که اگر دست از سعايت و القاي شبهات بردارند، اختلافات موجود خود به خود و يا بوسيله مصلحين خيرانديش مرتفع مي‌شود. ولي متأسفانه چون خلق و خوي آنها تغيير پذير نيست، و از آن جهت که لهيب آتش اختلاف را تند و تيز مي‌کنند، آنها را به «آتش بيار» تشبيه و تمثيل مي‌کنند. چه در ازمنه گذشته که دستگاه طرب (غنا) از نظر مذهبي بيشتر از امروز مورد بي‌اعتنايي بود، گناه اصلي را از آتش بيار مي‌دانستند و مدعي بودند که اگر ضرب و دف را خشک و آماده نکند دستگاه موسيقي و غنا خود به خود از کار مي‌افتد و موجب انحراف اخلاقي «البته به زعم آنها» نمي‌شود.



كجا خوش است ؟ جایی كه دل خوش است

 

هر كجا دل و روح انسان شاد باشد و با طراوت ، آنجا بهترین جا است .
آورده اند كه ...
قافله ای بزرگ به جایی می رفت ، آبادانی نمی یافتند و آبی نبود ، ناگهان چاهی یافتند بی دلو ، سطلی بدست آوردند و به ریسمانها بستند و آن سطل را به زیر چاه فرستادند . كشیدند ، سطل بریده شد . دیگری فرستادند ، هم بریده شد بعد از آن ، اهل قافله ، یكی را به ریسمان بستند و در چاه فرو می فرستادند ، بر نمی آمد . تا چند كس فرو رفت و بر نیامد .
عاقلی بود گفت : من بروم . او را فرو كردند ، نزدیك آن بود كه به قعر چاه رسد . سیاهی با هیبتی ظاهر شد . این عاقل گفت : من نخواهم رهیدن ، باری ، عقل با خود آرم و بیخود شوم ، تا ببینم كه بر من چه خواهد رفتن ، آن سیاهی گفت : قصه دراز مكن كه تو اسیر منی و نرهی الا به جواب صواب ، به چیز دیگر نرهی . گفت : بفرما ، سیاهی پرسید : از جاها كجا بهتر ؟
عاقل اندیشید : من اسیر و بیچاره اویم ، اگر بگویم سمرقند یا بغداد چنان باشد كه جای وی را نفی كرده و طعنه زده باشم . پس گفت : جایگاه آن بهتر كه آدمی را آنجا خوشی و موشی باشد . اگر در قعر زمین چاه باشد و اگر در سوراخ موشی باشد ، بهتر آنجا باشد . سیاهی گفت : نغز گفتی ، احسنت ! رهیدی ! آدمی در عالم تویی ! اكنون من تو را رها كردم و دیگران را به بركت تو آزاد كردم . بعد از این همهٔ مردمان عالم را به محبت تو بخشیدم ، بعد از آن هم قافله را سیراب كرد .



رازگشایی جالب معروف‌ ترین شعبده‌ باز جهان کریس آنجل

رازگشایی معروف‌ترین شعبده‌های کریس آنجل
کریس آنجل شعبده‌باز قابلی است. اصلا شکی در این نیست. همین که جایی مانند انجمن شعبده‌بازان جهانی استاد شعبده‌های روز آمریکایی را به‌عنوان مرد سالشان انتخاب کرده و اسمش را جزو شش شعبده‌باز تاثیرگذار ۲۵ سال گذشته‌می‌آورد یعنی اینکه مرد جوان خیلی بیشتر از باور همه کارش را بلد است و می‌داند که چطور ذهن و حواس بیننده را با خودش همراه کند.

همه مهارت تردست جوان همین است: اینکه جوری نمایش‌اش را اجرا کند که بیننده ذره‌ای به دیده‌هایش شک نکند و خیال برش دارد که هر چه هست و نیست یک ماجرای واقعی است و آن کسی هم که دارد روبه‌رویش ژانگولر می‌زند نه یک تردست ماهر بلکه آخر همه کمالات و معنویات روحی و این‌جور چیزهاست. خواب خوش بیننده‌های مبهوت کریس آنجل زمانی از بین می‌رود که بفهمند همه کارهای او فقط یک شعبده است. تر دستی مردی که مهارتش خیره‌کننده است و باورنکردنی!



داستان شیرین هزار رنگ

"اُچومِلُف ، افسر انتظامی، که پالتوی نویی پوشیده بود و بسته ای در دست داشت ، ازمحوطه ی بازار می گذشت. پشت سرش ، پلیسی مو حنایی در حرکت بود که غربالی لبالب ازانگورفرنگیِ مصادره شده را دودستی گرفته بود ، همه جا ساکت بود... توی میدان کسی دیده نمی شد ...

درهای بازِ میخانه ها ومغازه های کوچک، چون دهان های گرسنه ، بانگاهی غمزده به دنیای خداوند خیره شده بودند. حتی یک گدا درآن نزدیکی دیده نمی شد.



بانمک ترین مرغ عشق دنیا را بشناسید (عکس)

این مرغ عشق زیبا یکی از بانمک ترین مرغ عشق ها می باشد.رها مرغ عشق معمولی است. او به علت یک بیماری خاص پرندگان تمام پر هایش را از دست داد. اما صاحبش هرگز به ذهنش خطور نکرد رهایش کند.شما احتمالا در طول زندگیتان برای اولین بار است مرغ عشق فاقد پر می بینید.



حکایت پیرمرد قمار باز

ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻗﻤﺎﺭﺑﺎﺯﯼ ﺍﺣﻀﺎﺭﯾﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺸﺨﺺ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﺶ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺑﺮﻭﺩ.

ﺻﺒﺢ ﺭﻭﺯ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺍﻭ ﺑﻬﻤﺮﺍﻩ ﻭﮐﯿﻠﺶ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺛﺮﻭﺕ ﻫﻨﮕﻔﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭼﻪ ﺭﺍﻫﯽ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﺪ؟

ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪگی ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻪ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺛﺮﻭﺕ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻣﺪﻩ.

ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﯽ ﮔﻔﺖ : ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺛﺮﻭﺕ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺷﺪ ! ﯾﻌﻨﯽ ﺷﻤﺎ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻧﺒﺎﺧﺘﻪ ﺍﯾﺪ؟
ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺷﺪ.

ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺩ .
ﻭ ﺳﭙﺲ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ : ﻣﺜﻼً ﻣﻦ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺳﺮ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﺷﺮﻁ ﺑﺒﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﺭﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﮔﺎﺯ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﺮﻓﺖ!



حکایت پیرزن و خدا

حکایت است : پیرزنی به خدا گفت :
من خیلی تنهایم ؛ یکبار مهمان من شو ...و خدا گفت : فردا شب به خانه ات خواهم آمد. .

پیرزن ؛ خود و خانه را آراست؛ شامی پخت و به انتظار خدا نشست ...

در زدند : پیرمردی بود ؛ فقیر و گرسنه ....پیرزن غر زد و در را بهم کوبید ...

باز در زدند : کودکی یتیم ؛ با چشم گریان ....پیرزن باز داد زد و در را بست ..

و بار سوم در زدند : پیرزنی دلشکسته از جور عروس ؛ غریب و بی جا ...و باز ..

و خدا نیامد ...پیرزن رو به آسمان کرد و گفت : بنده ات بودم و مرا قابل ندانستی ...

و خدا گفت : سه بار به در خانه ات آمدم ...و راهم ندادی...!!!!



رقص عجیب این خانم در سوز نیش 12 هزار زنبور!! + عکس

رقص عجیب این خانم در سوز نیش 12 هزار زنبور!! + عکس

خانم سارا مپلی با پوشاندن بدن خود با 12 هزار زنبور به آنها اجازه می دهد از سرو گردن او بالا روند و او را نیش بزنند.به گزارش ایران ناز او تا دو ساعت نیش زنبورها را از بدن خود بیرون نمی اورد.او هنگام نیش خوردن می رقصد و حتی سعی می نماید یک فنجان چایی میل نماید.سارا اهل ایالت اورگان امریکا می گوید:احساس جالبی است من تصور می نمایم سراسر ذهنم مملو از زنبورها شده  و در حالی که زنبورها مرا در اغوش گرفته اند سلولهای بدنم منبسط می گردند.  



مطلب جالب کارمندان و رئیس ها / طنز

مطلب طنز کارمندان و رئیس ها

وقتی من مرخصی بخواهم، باید یک جلسه دلیل و توجیه بیاورم.
وقتی رییسم به مرخصی برود، باید میرفت چون خیلی کار کرده است.

وقتی یک روز مرخصی استعلاجی داشته باشم ، من همیشه مریض هستم.
وقتی رییسم در مرخصی استعلاجی باشد، او حتما خیلی بیمار است.

وقتی من کار خوبی انجام میدهم، رییسم هرگز بخاطر نمی آورد.
وقتی من کار اشتباهی انجام دهم، رییسم هرگز فراموش نمیکند.

وقتی من یک کاری را دیر تمام میکنم، من کند هستم.
وقتی رییسم کار را طول دهد ، او دقیق و کامل است.

وقتی کاری رابدون اینکه از من خواسته شود انجام دهم،من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.
وقتی رییسم این کار را کند ، او ابتکار عمل به خرج داده است.

وقتی من سعی در جلب رضایت رییسم داشته باشم ، من چاپلوسم.
وقتی رییسم ، رییسش را راضی نگه دارد ، او همکاری میکند.



این دختر تهرانی از برج 27 طبقه آویزان شده

این دختر تهرانی از برج 27 طبقه آویزان شده
فکر کنید یک دختر از یک برج 27 طبقه در تهران آویزان باشد,تصور شما چیست؟اما ما به شما می گوییم که شغل این دختر آویزان شدن از برج ها است!بسیاری از خانم های شاغل و محترم از شغل خود گله و شکایت دارند حالا با دیدن این دختر و شغل ترسناک و سخت او بی شک او را تحسین می کنید و قدر دان نعمت های فراوان خودتان می شوید.

شاید کمی تصورش سخت باشد که یک دختر جوان برای شست‌وشوی شیشه‌های برج‌های مرتفع، از طناب آویزان شده و در میان هوا و زمین معلق بماند و بالا و پایین برود. کار پر استرس و ترسناکی که حتی بسیاری از مردان نیز انجام آن می‌هراسند.

نامش تینا است و می‌گوید قبلاً صخره‌نورد بوده است. اما اکنون دو سال است که در استخدام شرکتی است که کار شستشوی شیشه‌های برج‌های مرتفع تهران را انجام می‌دهد.تینا می‌گوید از این کار ترسی ندارد و مرتفع‌ترین برجی که تا به حال از آن آویزان شده است برج‌های دوقلوی ۲۷ طبقه تهران است. وی در زمان تهیه این گزارش به همراه همکارش در حال شست‌وشوی شیشه‌های ساختمان مرتفع یک دانشگاه بود.



کیوسک تلفن همگانی پر از ماهی زنده! + تصاویر

کیوسک تلفن همگانی پر از ماهی زنده! + تصاویر

خاص ترین تلفن عمومی دنیا
گاهی اوقات برخی از مکان ها و ابزارهای کاربردی به دلیل قدیمی بودن و پیشرفت دیگر ابزارهای الکترونیکی فراموش می شوند و بی استفاده می مانند اما شاید این ها با کمی تنوع و تغییرات بتوانند کاربران را به وجد بیارورد و برایشان تازگی داشته باشند.
 
شاید جالب باشد در میان آکواریومی از ماهی ها بایستید و با تلفن صحبت کنید. تلفن های ایستاده که روزگاران قدیم تنها راه ارتباطی مردم به شمار می رفتند، با گسترش و رشد تکنولوژی بلا استفاده شدند. به همین خاطر هنرمندان ژاپنی و اروپایی از این سازه های بی استفاده بهره برداری کرده و آنها را به آثار هنری تبدیل کردند.



باطل کردن طلسم بی شوهری با پوست گوسفند (عکس) :|

این قبیله بر این اعتقاد می باشند که با پوست گوسفند طلسم بی شوهری را می شود باطل کرد.تصاویر منتشر شده نشان می دهد که دختران بلافاصله پس از قربانی و کندن پوست گوسفند، پوست را به سرو صورت خود می مالند و اعتقاد دارند که این امر طلسم بی شوهرماندن و مجردی آنان را باطل می کند و بزودی خواستگار به سراغشان خواهد آمد.



وجود پلیس های مانکن در جاده های کشور! (عکس)

وجود پلیس های مانکن در جاده های کشور! (عکس)

حتما وقتی آقای مامور خرید پلیس راهور، رفته این مانکن را بخرد و فاکتور را به اسم ناجا گرفته، فروشنده حسابی تعجب کرده، لابد با تعجب پرسیده: ببخشید جناب سروان! شما مانکن برای چی می خواهید؟ شاید هم اصلا مانکن را نخریده باشند، مانکن فرسوده ویترین یک آشنا بوده است که مامور کشیک، آن را قرض کرده یا هدیه گرفته، در یک اقدام خلاقانه به جای خودش و البته انجام وظیفه، یونیفورم تنش کرده و گذاشته کنار جاده…مهم این است که این مانکن هم تقریبا می تواند به خوبی مامور واقعی انجام وظیفه کند، فقط نمی تواند جریمه بنویسد! ماکت بنز الگانس و سمند دیده بودیم اما این ماکت آدم نما چیز جالب و عجیبی است …نه؟

 

باورتان می شود این مادر 41 ساله است؟

باورتان می شود این مادر 41 ساله است؟
این مادر 41 سال سن دارد و همانند یک دختر 14 ساله است.می دانیم که شما باورتان نمی شود اما این یک حقیقت است. ژانگ تینگژوان نام این دختر یا بهتر بگوییم زن تایوانی است که از سن خود بسیار کوچک تر بنظر میرسد .این خانم که ۴۱ سال سن دارد مادر دو فرزنداست در حالی که در کنار فرزندش است همانند خواهر و برادر به چشم میآیند. این مادر ۴۱ ساله ظاهری همانند دختر های ۱۴ ساله دارد.



آنقدر شور بود که خان هم فهمید

روزی بود و روزگاری بود. در زمان های نه چندان دور هر روستایی صاحبی داشت.روستاها مانند کالاهای دیگر خرید و فروش میشدند. مردم روستا مجبور بودند هر ساله مقداری از دسترنج خود را به صاحب روستا که به اون خان میگفتند بدهند.
یکی از روستاها صاحبی داشت که به او قلی خان میگفتند.او نه زحمتی میکشید و نه کاری میکرد و همه ی مردم از زورگویی هایش ناراضی بودند.قلی خان آشپزی داشت که شب و روز برایش غذا میپخت.آشپز بدی نبود اما چون از کار های خان و ستمکاری های اون ناراحت بود توجهی به درست پختن نمیکرد.غذاهایی که آشپز میپخت بدبو ، بدطعم و بی ارزش بود اما خان هیچ اعتراضی نمیکرد و اطرافیانش هم گرچه میدانستند غذا ها بد هستند اما از ترس خان چیزی نمیگفتند.



از خودش دیوانه تر ندیده بود

كنایه از كسانی است كه در هر چیزی خیلی ادعا دارند و می خواهند هر چه خودشان می گویند همان باشد ، باعث آزار مردم می شوند و ...
آورده اند كه ...

دیوانه ای همیشه با حركات و رفتار خود باعث آزار و اذیت اطرافیانش می شد . مخصوصاً هر بار كه حمام می رفت ، مردم از ترس او به حمام نمی رفتند و آنهایی كه در حمام بودند ، فوری از حمام بیرون می آمدند .
 



ضرب المثل یك روز من یك روز استاد

مورد استفاده:
برای افراد تنبلی كه با بهانه تراشی كم كاری خود را به گردن دیگران می‌اندازند.
روزی روزگاری در روستای كوچكی مرد كشاورزی زندگی می‌كرد كه سواد خواندن و نوشتن نداشت، چون خود از این قضیه در رنج بود، بسیار علاقمند بود كه تنها پسرش درس بخواند و باسواد شود. در روستای كوچك آنها مدرسه‌ای نبود تا كشاورز پسر نازپرورده‌اش را برای سوادآموزی به مدرسه بفرستد. به همین دلیل یك روز مرد كشاورز به همراه پسرش به شهر رفت تا او را در مدرسه‌ی شهر ثبت نام كند. مرد كشاورز زمانی كه از محل زندگی فرزندش در مدرسه مطمئن شد، با خوشحالی فراوان از اینكه فرزندش باسواد به روستا بازمی‌گردد به خانه‌ی خود برگشت.



بیطاری از خر کور یاد گرفته

هر وقت كسی از روی نابلدی به كاری دست بزند و باعث خرابی و نابودی آن كارشود، مثل فوق را درباره اش می گویند.
بیطاری بود كه كارش بیشتر معالجه چشم خر بود. هرگاه خری مبتلا به چشم درد می شد و از چشمش آب می ریخت، او را پیش بیطار می بردند. او هم بلافاصله میلی در چشم خر می كشید و به صاحبش وعده خوب شدنش را می داد و از این راه مبلغ هنگفتی می گرفت. نتیجه چی بود؟ خر بیچاره را كور كردن.



ضرب المثل بچه خمیره، خدا کریمه

هرگاه بخواهند بزرگی و مهربانی خداوند متعال را وصف كنند،این مثل را می آورند.
تاجری بودعقیم. هرچه زن می گرفت بچه اش نمی شد و زنها را روی اصل نزاییدن با زور طلاق می داد. بعد از اینكه چند زن گرفت و طلاق داد، دختری را عقد كرد. این دختر مادری داشت آتشپاره و خیلی زرنگ. دختر كه به خانه تاجر رفت یك هفته بعد از آن مادرش قدری خمیر درست كرد و روی شكم دخترش گذاشت و رویش پوست كشید و به دختر گفت:« هروقت كه تاجر به خانه آمد به او بگو من بچه دار هستم.» دختر گفت:« مادرجان، من كه بچه ندارم. تو قدری خمیر روی شكم من گذاشته ای. من چطور بگویم بچه دارم؟»
مادرگفت:« نترس بچه خمیره، خدا كریمه» و هر طوری بود دختر را متقاعد كرد.



حکایت زیبای آهنگر و خدا

آهنگری بود که پس از گذران جوانی پر شر و شور،تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سالها با علاقه کار کرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگیش چیزی درست به نظر نمی آمد، حتی مشکلاتش مدام بیشتر می شد!

روزی دوستی به دیدنش آمده بود پس از اطلاع از وضعیت دشوارش به او گفت:
“واقعا عجیب است! درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی مرد خدا ترسی بشوی، زندگیت بدتر شده. نمی خواهم ایمانت را تضعیف کنم اما با وجود تمام تلاشهایت در مسیر روحانی، هیچ چیز بهتر نشده!”

آهنگر بلافاصله پاسخ نداد. او هم بارها همین فکر را کرده بودو نمی فهمید چه بر سر زندگیش آمده است!
اما نمی خواست سؤال دوستش را بدون پاسخ بگذارد، کمی فکر کرد و ناگهان پاسخی را که می خواست یافت.

این پاسخ آهنگر بود:
در این کارگاه، فولاد خام برایم می آورند که باید از آن شمشیر بسازم. میدانی چه طور این کار را میکنم؟ اول فولاد را به اندازه جهنم حرارت میدهم تا سرخ شود. بعد با بی رحمی، سنگین ترین پتک را بر میدارم و پشت سر هم به آن ضربه میزنم تا اینکه فولاد شکلی را بگیرد که میخواهم. بعد آن را در ظرف آب سرد فرو میکنم، بطوریکه تمام این کارگاه را بخار فرا می گیرد. فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله میکند و رنج می برد. یک بار کافی نیست، باید این کار را آن قدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست بیابم…

آهنگر لحظه ای سکوت کرد. سپس ادامه داد:
گاهی فولاد نمی تواند تاب این عملیات را بیاورد. حرارت، ضربات پتک و آب سرد باعث ترک خوردنش میشود. میدانم که از این فولاد هرگز شمشیر مناسبی در نخواهد آمد لذا آن را کنار می گذارم.

آهنگر باز مکث کرد و بعد ادامه داد:
می دانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو می برد. ضربات پتکی را که بر زندگی من وارد کرده پذیرفته ام و گاهی به شدت احساس سرما میکنم، انگار فولادی باشم که از آب دیده شدن رنج می برد. اما تنها چیزی که می خواهم این است:

“خدای من، از کارت دست نکش، تا شکلی که تو میخواهی، به خود بگیرم…
با هر روشی که می پسندی، ادامه بده،هر مدت که لازم است، ادامه بده…اما هرگز مرا به میان فولادهای بی فایده پرتاب نکن!



عکس هایی از جشنواره زامبی ها در روسیه (18+)

در شهر اکاترینبورگ در کشور روسیه صد ها زامبی در پی مراسمی سالانه به خیابان ها آمده اند. در این مراسم راهپیمایی که به زامبی موبا شهرت دارد دوگروه شرکت میکنند. یک گروه نجات یافتگان و گروه دیگر زامبی ها که در طول مسیر نقش بازی میکنند.قبل از برگزاری این مراسم شرایط یک زامبی خوب بودن در اطلاعیه های مختلف ذکر شده بود مانند عدم آزار رساندن به بینندگان و یا صدمه زدن به وسایل عمومی.

گریم ها بعهده خود شرکت کنندگان است و صد ها نفر علاقمند برای دیدن این راهپیمایی که حدود 700 نفر در آن شرکت داشتند به خیابان های این شهر روسی آمده بودند. ساعت ها سرگرمی نو جوانان و جوانان و کمی تخلیه هیجان نتیجه این گردهمایی یک روزه بوده است.



سیگار کشیدن دخترهای ایرانی (عکس)

سیگار کشیدن دخترهای ایرانی (عکس)

این روزها یک ناهنجاری اجتماعی به عنوان پدیده ای غریب که به تدریج غربت آن در جامعه کمرنگ و کمرنگ تر می شود، بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه و چاره اندیشی است.

یک
داخل تاکسی نشسته ام. ترافیک مثل همیشه زیاد است و آزاردهنده؛ تا جایی که دیگر هیچ کدام از ماشین های حرکت نمی کنند. ناگهان یکی از ماشین های مدل بالای کناری توجهم را جلب می کند. صحنه ای را که می بینم به قدری به چشمم ناآشنا می آید که ابتدا آن را باور نمی کنم. بعد از حرکت چند متری ماشین ها و توقف مجددشان، دوباره زیرچشمی همان ماشین را نگاه می کنم. دو زن جوان داخل آن نشسته اند و دست هر کدام از آنها یک سیگار روشن وجود دارد. تماشای سیگار کشیدن دو زن، برایم مشمئزکننده است. مسئله عجیب اما، عادی بودن این موضوع برای خود آنها و حتی برای بقیه مسافران تاکسی است.



فرق های دانشجو ترم اول و آخر دختر در ایران / طنز

یك دختر دانشجوی ترم اولی چگونه به دانشگاه می‌رود …

1. موبایلش ساعت 6 صبح زنگ می‌زند.
2. سریع از جایش بلند می‌شود.
3. دست و صورتش را می‌شوید.
4. چایی درست می‌كند.
5. صبحانه‌اش را كامل می‌خورد.
6. وسایلی مثل جزوه ، كتاب و … را داخل كیفش می‌گذارد.
7.  مختصری به خودش می رسد.
8. لباسش را پنج دقیقه‌ای می‌پوشد.
9. قبل از ساعت 8 صبح وارد دانشگاه می‌شود.



عکس های جالب از شكار مار پیتون یا اژدها مار

شکار پیتون یا (اژدر مار) در آفریقا‌ یكی از سخت‌ترین و خطرناك‌ترین كارها محسوب‌ می‌شود. یعنی در رده كارمندی به این شغل، سختی كار تعلق می‌گیرد!بیشتر افراد از شغل و كار خود راضی نیستند. آنها فكر می كنند؛ كاری‌سخت، طاقت فرسا و كسل كننده دارند. آنها دائم در حال غرولند و شكایت هستند.اگر شما هم جزء این افراد هستید، كافی است، نگاهی به كار این مردان در یك دهكده آفریقایی بیاندازید.
این عكس یك شكار موفق پیتون Python را نشان می‌دهد.حال، مراحل شكار، توسط شكارچیان‌ آفریقایی‌ را از زبان خودشان باهم می‌بینیم.



نحوه برخورد همسایه های ایرانی با هم / طنز

نحوه برخورد همسایه های ایرانی با هم / طنز

 

 ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺩﻭﺗﻦ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ :

ﺳﻼﻡ

– ﺳﻼﻡ

– ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ

– ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺮﻡ

– ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ

– ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ؟

– ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ

– ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺑﯿﻦ ؟

– ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ

– ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ

– ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ؟

– ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ

– ﻓﺪﺍﺗﻮﻥ ﺑﺸﻢ

– ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ؟

– ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ

– ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺸﻢ

– ﺩﯾﮕﻪ ﭼﻄﻮﺭﯾﻦ ؟

– ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ

– ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺸﻢ

– ﻓﺪﺍﺗﻮﻥ ﺑﺸﻢ

– ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ

– ﺳﻼﻡ ﺑﺮﺳﻮﻧﯿﻦ

– ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ

– ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ

– ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ

– ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ

– ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺮﻡ

– ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ……..
 


ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺩﻭﺗﻦ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ :

ﺳﻼﻡ ﭼﺎﮐﺮﻡ

– ﺳﻼﻡ ﻣﺨﻠﺼﻢ



این زامبی ها با موبایل در شهر راه می روند (عکس)

افرادی که در خیابان مدام با گوشی خود سرگرم هستند و میچرخند گاهی اوقات بی توجه به چراغ راهنما از عرض خیابان عبور کرده و ناگهان با خودروها برخورد می کنند و در بعضی موارد جان خود را ازدست می دهند. به همین دلیل دولت آلمان برای جلوگیری از تصادف کاربران حواس پرت شبکه های اجتماعی با ماشین های در حال عبور خیابان،سیستم جدیدی طراحی کرده است.در این سیستم علاوه بر چراغ راهنماهای معمولی مدل دیگری از آن بر روی سنگ فرش های پیاده رو  تعبیه شده تا هنگامی که سرشان در گوشی است توجه شان جلب شود و از وضعیت رنگ چراغ های آن با خبر شود.ویدئو ها و عکس های زیادی برای تبلیغ این موضوع وجود دارد که در آن برخی افراد خود را به شکل زامبی ها در آورده اند.



این مرد بعد از ازدواج فهمید همسرش یک مرد است (عکس)

مرد کلاهبرداری که ۱۱ مرد دیگر را فریب داده بود سرانجام دستگیر شده است.ماجرا از آنجا آغاز شده است که شکایات مختلفی از طرف چند مرد چینی به دست پلیس رسیده است و همه از زنی شکایت داشتند که به طرق مختلف و معمولا از طریق اینترنت از آنها کلاهبرداری کرده بود و پول هایی زیادی از آنها دزدیده بود.