لینک های جالب و خواندنی از سراسر وب  [مشاهده تمام لینک ها]

Pot Player Download
1398 Calendar Wallpaper

حکایت زیبای خرس و اژدها

اژدهايي خرسي را به چنگ آورده بود و مي‌خواست او را بكشد و بخورد. خرس فرياد مي‌كرد و كمك مي‌خواست, پهلواني رفت و خرس را از چنگِ اژدها نجات داد. خرس وقتي مهرباني آن پهلوان را ديد به پاي پهلوان افتاد و گفت من خدمتگزار تو مي‌شوم و هر جا بروي با تو مي‌آيم. آن دو با هم رفتند تا اينكه به جايي رسيدند, پهلوان خسته بود و مي‌خواست بخوابد. خرس گفت تو آسوده بخواب من نگهبان تو هستم مردي از آنجا مي‌گذشت و از پهلوان پرسيد اين خرس با تو چه مي‌كند؟

پهلوان گفت: من او را نجات دادم و او دوست من شد.

مرد گفت: به دوستي خرس دل مده, كه از هزار دشمن بدتر است.

پهلوان گفت: اين مرد حسود است. خرس دوست من است من به او كمك كردم او به من خيانت نمي‌كند.

مرد گفت: دوستي و محبت ابلهان, آدم را مي‌فريبد. او را رها كن زيرا خطرناك است.

پهلوان گفت: اي مرد, مرا رها كن تو حسود هستي.

مرد گفت: دل من مي‌گويد كه اين خرس به تو زيان بزرگي مي‌زند.

پهلوان مرد را دور كرد و سخن او را گوش نكرد و مرد رفت. پهلوان خوابيد مگسي بر صورت او مي‌نشست و خرس مگس را مي‌زد. باز مگس مي‌نشست چند بار خرس مگس را زد اما مگس نمي‌رفت. خرس خشمناك شد و سنگ بزرگي از كوه برداشت و همينكه مگس روي صورت پهلوان نشست, خرس آن سنگ بزرگ را بر صورتِ پهلوان زد و سر مرد را خشخاش كرد. مهر آدم نادان مانند دوستي خرس است دشمني و دوستي او يكي است.


دشمن دانا بلندت مي‌كند بر زمينت مي‌زند نادانِ دوست.

 


لطفا رای دهید !
(1 رای 4 از 5)

در صورتی که با استخراج فایل فشرده با مشکل مواجه شدید جدیدترین نسخه برنامه WinRAR را نصب کنید. لازم به ذکر است پسورد کلیه فایل های فشرده شده www.coffe-net.ir با حروف کوچک می باشد.

نام شما:
رایـانـامه:
متـن نظر:
کد امنیتی:
عکس خوانده نمی شود