لینک های جالب و خواندنی از سراسر وب  [مشاهده تمام لینک ها]



حکایت دو شاهزاده

دو شاهزاده در مصر بودند ، یکی علم اندوخت و دیگری مال اندوخت . عاقبته الامر آن یکی علّامه عصر گشت و این یکی سلطان مصر شد .
پس آن توانگر با چشم حقارت در فقیه نظر کرد و گفت : من به سلطنت رسیدم و تو همچنان در مسکِنت بماندی . گفت : ای برادر ، شکر نعمت حضرت باری تعالی بر من واجب است که میراث پیغمبران یافتم و تو میراث فرعون و هامون . که در حدیث نبوی (ص) آمده : العلماء ورثـة الانبیاء

 

من آن مورم که در پایَم بمالند                      نه زنبورم که از دستم بنالند
کجا خود شکر این نعمت گزارم                        که زور مردم آزاری ندارم ؟    

رمز فایل فشرده

نام شما:
رایـانـامه:
متـن نظر:
کد امنیتی:

رتبه این صفحه
امتیاز دهید
به کافی نت IR
امتیاز دهید