لینک های جالب و خواندنی از سراسر وب  [مشاهده تمام لینک ها]

Firefox Quantum
Pot Player Download


فایل استـور : دیکشنری لانگمن 6 برای BlueDict

دانلود دیکشنری آفلاین لانگمن 6 عنوان برنامه : دیکشنری لانگمن 6 برای BlueDict
قیمت : 2900 تومان
نوع فایل : فایل mmd و mdx برای BlueDict

دانلود مجموعه کامل دیکشنری لانگمن 6 اندروید به همراه کلیه فایل های صوتی در این مطلب ویرایش جدید دیکشنری قدرتمند و کامل لانگمن Longman Dictionary of Contemporary English, 6th به صوت کامل به همراه فایل های صوتی را آماده کردیم که می توانید به آن را به آرشیو دیکشنری های برنامه محبوب BlueDict خود اضافه کنید. [اگر هنوز با دیکشنری BlueDict آشنا نیستید اینجا کلیک کنید...]

 این دیکشنری به همراه کلیه فایل های صوتی با قابلیت تلفظ کلیه لغات و مثال ها با لهجه های آمریکایی و بریتانیایی است.
Longman Dictionary of Contemporary English 6th Edition



حکایت شاهین و چنگیز خان مغول

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق‌تر و بهتر بود، چرا که می‌توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی‌دید.

اما با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی‌اش باعث تضعیف روحیه همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند.

بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود از خستگی و تشنگی از پا در بیاید. گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی‌کرد، تا این که رگه آبی دید که از روی سنگی جلویش جاری بود. خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و جام نقره کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت. پر شدن جام مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می‌خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام را از دست او بیرون انداخت.

چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم تشنه‌اش بود. جام را برداشت، خاک را از آن زدود و دوباره پرش کرد. اما جام تا نیمه پر نشده بود که شاهین دو باره آن را پرت کرد و آبش را بیرون ریخت. چنگیزخان حیوانش را دوست داشت، اما می‌دانست نباید بگذارد کسی به هیچ شکلی به او بی‌احترامی کند، چرا که اگر کسی از دور این صحنه را می‌دید، بعد به سربازانش می‌گفت که فاتح کبیر نمی‌تواند یک پرنده ساده را مهار کند.

این بار شمشیر از غلاف بیرون کشید، جام را برداشت و شروع کرد به پر کردن آن. یک چشمش را به آب دوخته بود و دیگری را به شاهین. همین که جام پر شد و می‌خواست آن را بنوشد، شاهین دوباره بال زد و به طرف او حمله آورد. چنگیزخان با یک ضربه دقیق سینه شاهین را شکافت.

جریان آب خشک شده بود. چنگیزخان که مصمم بود به هر شکلی آب را بنوشد، از صخره بالا رفت تا سرچشمه را پیدا کند. اما در کمال تعجب متوجه شد که آن بالا برکه آب کوچکی است و وسط آن، یکی از سمی‌ترین مارهای منطقه مرده است. اگر از آب خورده بود، دیگر در میان زندگان نبود. خان شاهین مرده‌اش را در آغوش گرفت و به اردوگاه برگشت. دستور داد مجسمه زرینی از این پرنده بسازند

 و روی یکی از بال‌هایش حک کنند:
 یک دوست، حتی وقتی کاری می‌کند که دوست ندارید، هنوز دوست شماست.

و بر بال دیگرش نوشتند:
  هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است.

0 ستاره
لطفا رای دهید!

رمز فایل فشرده

نام شما:
رایـانـامه:
متـن نظر:
کد امنیتی:
عکس خوانده نمی شود