لینک های جالب و خواندنی از سراسر وب  [مشاهده تمام لینک ها]

Firefox Quantum
Firefox Quantum


فایل استـور : نرم افزار گرافیکی محاسبه وزن ایده آل

نرم افزار محاسبه وزن ایده آل عنوان برنامه : محاسبه گرافیکی شاخصه توده بدن BMI
قیمت : 1,000 تومان
نوع فایل : فایل اجرایی

در این مطلب یک برنامه فارسی و گرافیکی رو برای شما عزیزان آمده کردیم با نام BMI Calculator یک برنامه ساده و زیبا برای محاسبه وزن ایده آل بر اساس پارامترهای قد ، وزن و جنسیت . در واقع شما با استفاده از این برنامه می توانید میزان دقیق اضافه وزن و یا کمبود وزن خود مطلع شوید.



ماجرای ازدواج فرزندان حضرت آدم (ع) و حوا (ع)

 ماجرای ازدواج فرزندان حضرت آدم (ع) و حوا (ع)

یکی از مورخین و تاریخ نگاران بزرگ بشریت، پروردگار عالم و کتاب مقدس قرآن کریم است که با بیان روایت های مختلف، تاریخ اسلام را ورق می زند.

 

حضرت آدم (ع) و حوا (ع) وقتی که در زمین قرار گرفتند، خداوند اراده کرد که نسل آن‌ها را پدید آورده و در سراسر زمین منتشر گرداند. پس از مدتی حضرت حوا (ع) باردار شد و در این وضع حمل، از او دو فرزند دو قلو، یکی دختر و دیگری پسر به دنیا آمدند.

 

نام پسر را «قابیل» و نام دختر را «اقلیما» گذاشتند. مدتی بعد که حضرت حوا (ع) بار دیگر وضع حمل نمود، باز دو قلو به دنیا آورد که مانند گذشته یکی از آن‌ها پسر و دیگری دختر به نام‌های پسر «هابیل» و دختر «لیوذا»گذاشتند.

فرزندان بزرگ شدند تا به حد رشد و بلوغ رسیدند. برای تامین معاش، قابیل شغل کشاورزی را انتخاب کرد، و «هابیل» به دامداری مشغول شد. وقتی که آن‌ها به سن ازدواج رسیدند، خداوند به آدم (ع) وحی کرد که قابیل را با «لیوذا» هم قلوی «هابیل» ازدواج کند.

حضرت آدم (ع) فرمان خدا را به فرزندانش ابلاغ کرد، ولی هواپرستی باعث شد که قابیل از انجام این فرمان سرپیچی کند، زیرا «اقلیما» هم قلویش زیباتر از «لیوذا» بود، حرص و حسد انچنان قابیل را گرفتار کرده بود که به پدرش تهمت زد و با تندی گفت: «خداوند چنین فرمانی نداده است، بلکه این تو هستی که چنین انتخاب کرده ای؟».

اما حضرت آدم (ع) برای اینکه به فرزندانش ثابت کند که فرمان ازدواج از طرف خدا است، به «هابیل» و «قابیل» فرمود: «هرکدام چیزی را در راه خدا قربانی کنید، اگر قربانی هر یک از شما قبول شد او به آنچه میل دارد سزاوارتر و راستگوتر است.»

فرزندان این پیشنهاد پدر را قبول کردند، و «هابیل» که گوسفند چران بود، از بهترین گوسفندانش یکی را چاق و شیرده بود برگزید، ولی «قابیل» که کشاورز بود، از بدترین قسمت زراعت خود خوشه‌ای ناچیز برداشت. سپس هر دو بالای کوه رتند و قربانی‌های خود را بالای کوه نهادند، طولی نکشید صاعقه‌ای از آسمان آمد و گوسفند را سوزاند، ولی خوشه زراعت باقی ماند. به این ترتیب قربانی هابیل پذیرفته شد، و روشن گردید که «هابیل» مطیع فرمان خداست، ولی «قابیل» از فرمان خدا سرپیچی می‌کند.

ستاره (1)
لطفا رای دهید!

رمز فایل فشرده

نام شما:
رایـانـامه:
متـن نظر:
کد امنیتی:
عکس خوانده نمی شود